گفتگوی زیر را در اغذیه فروشی در آریا شهر شنیدم. دور یک میز سه تیکه ۱۰ نفر نشسته بودند , زنی در میان نبود جوان بودند, غذا خورده شده بود, نوشابه می نوشیدند.یکی از مردها! رو به مرد دیگر کرد و گفت : دختر و متال ؟! مرد مخاطب در سکوت نگاهی به او انداخت و برای پایان دادن به این بحث جرعه ای نوشابه نوشید دیگری مودبانه و با تردید گفت : همه چیز نسبی است. مرد که قبلا سکوت کرده بود به سکوت خود ادامه داد سپس نگاهی سوال بر انگیز به مردی که سر صحبت را باز کرده بود و حالا با این جملات آن را به پایان رساند :بله نسبی است.
این گفتگو به نظرم مهم آمد زیرا چون مسایل دیگر جامعه روح انسان را می خراشد ! نظر شما؟
حاشیه:کلاسیک تو جوی, باخ تو رودخونه, متال لای جرز دیوار
(منظورم از حاشیه برای عده ای روشن است)
+ نوشته شده در ساعت توسط نیما سکرات |