تبليغاتX
sAcrAt - « خواب سبز»

sAcrAt

sAcrAt is beautiful dreams before death

گفته­بودند خطِ شما سبز است

در حاشیه­ی افکارتان  مورچه راه ­می­رود

من فکرمی­کنم (مشکل همین جاست)

که مورچه­ها هیچ وقت سبز نبوده­اند

همین است که شیشه­های این خانهِ کهنه

سبز نیستند

سیاهند

مشقی که ما نوشتیم

چیزی شبیهِ «پا روی چمن نگذارید»

و «رنگی نشوید» بود

شما خطوطِ سبز را درشت می­نویسید

دیگر دیواری نمانده برای نوشتن

پس از برای چه سرمشق جدیدی می نویسید

زمانی که دیگر نیازی به سرمشق نیست

سبز غلیظ شد ،

من فکرمی­کنم یکی از مشکلات همین است که گاهی نباید خندید و

اصلاً نباید رنگی شد

و داخلِ چمن نباید رفت

پس لااقل بگذارید تابلو را بزنم این کنار

تابلوی «میتوانید وارد چمن شوید»

من خواب دیده­ام ( مشکلات کم­تر این­طوری اند)

دیوارها که همیشه دو رو داشتند

و مورچه­ها که مثلِ شما روی شیشه­ی خانه کهنه آرامیده بودند

از خواب پریدند

وقتی بیدارشوم، به شما خواهم­گفت

مشکلشان، همین است که سبزی شما تمامی ندارد

مشکل، این است که تونل­های جهان تمامی ندارد

و کسی دیگر

سبزه­ی خطِ شما را باو رنمی­کند

مثلِ این­که خنده­های شما صدا داشته ­باشد

یا اصلاً کسی ندیده باشد خط سبز شما را

مشکل، این رنگ­های دیگریست

که شیشه تاب ­نمی­آورد         

مشکل، این تونل است که مورچه برداشته

و این جاده­ها با دیوارهای دوطرفه

... خوابم از کجای فکرم شروع شد ؟

 

"نیما / سه شنبه 9 تیر ماه 1388"

sAcrAt

+ نوشته شده در ساعت توسط نیما سکرات |